ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

210

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

معاويه گفت : خراسان براى تو طعمه‌اى است و صلهء رحم . سعيد بن عثمان در حالى كه از معاويه خشنود بود او را ترك كرد در حالى كه ابيات زيرا را مىخواند : فضل و بخشش امير المؤمنين ، را به ياد آوردم / به خاطر آنچه داد ، گفتم خدا پاداش نيكش دهد / قبلا در مورد او سخنانى گفتم / كه نشاندهندهء لغزش و مخالف عقل بود / امير المؤمنين با بخشش خود ، از راه خود برگشت / اگر چه قبلا نيز برگشته بود / او گفت خراسان براى تو طعمه و شكار است / بخشش امير المؤمنين همچون دادن يك گردوست / اگر عثمان صبحگاهان در جايگاهش بود / آنچه را كه او به من بخشيد عثمان به من نمىبخشيد . وقتى كه سخنان سعيد بن عثمان به معاويه رسيد ، معاويه به يزيد فرمان داد كه وى بخششى در حق سعيد انجام دهد . آمدن ابو طفيل نزد معاويه ديدار هيچ كس همچون ديدار ابو طفيل براى معاويه دوست داشتنى نبود . نام وى عامر بن واثله و از جنگجويان نبرد صفين بود . وى شعر نيز مىگفت و از نزديك‌ترين افراد نسبت به على بن ابى طالب به شمار مىرفت . ابو طفيل به شام آمده بود تا برادرزاده‌اش را كه از مردان معاوية بود ، ديدار كند . معاويه از اين موضوع آگاه شد ، كسى را در پى او فرستاد . و وقتى او را ديد گفت : تو ابو طفيل عامر بن واثله هستى ؟ ابو طفيل گفت : آرى خودم هستم . معاويه گفت : تو از كسانى هستى كه عثمان را كشتند ؟ ابو طفيل گفت : خير ، ليكن از كسانى بودم كه از جريان كشته شدن وى اطلاع كافى دارم . او را نيز كمك نكردم . معاويه گفت : براى چه ؟ ابو طفيل گفت : زيرا مهاجران و انصار او را يارى نكردند . معاويه گفت : به خدا سوگند ، يارى كردن او بر شما واجب بود . ابو طفيل گفت : چرا خود با مردانى از شام او را يارى نكردى ؟ معاويه گفت : آيا نديدى كه براى خونخواهى او قيام كردم .